این روز ها به دلیل حرکات مشکوک مشایی و فعالیت های خطرنکاکش در امور اقتصادی و تلاش برای ایجاد پایگاه مردمی و انحرافات فکری که احتمال بسیار زیاد دارد، ضد انقلاب و اصلاح طلب و محافظه کار و حزب اللهیبا هم در کوبیدن احمدی نژاد متحد شده اند!!
ضد انقلاب که همیشه به دنبال یک سوژه است تا دولت مردمی و انقلابی ای که واقعا بعد از دوره ی حضرات سکولار و اشراف یک تحولی در مملکت پدید آورد، را بکوبند و از چشم مردم بیندازند
اصلاح طلب ها هم که برای احیای خود نیاز دارند احمدی نژاد را خط خطی کنند و در نفی احمدی نژاد خودشان را اثبات کنند تا بلکه ... .
محافظه کاران هم که بازار انتقاد و هجمه به احمدی نژاد را داغ می بینند حزب باد بازی در می آورند و با جریان شنا می کنند..
حزب اللهی ها هم که اصلا از احمدی نژاد انتظار همچین حرکت های ضایعی را نداشتند عصبانی شده اند و متأسفانه بعضا همراه می شوند... .
در این بازار دغل بازی هرکس به طریقی احمدی نژاد کوبد خیلی ها که خون به دل ولایت کردند دوستدار ولایت شده اند و می گویند احمدی نژاد مخالف ولی فقیه است و در این آتش می دمند، گروهی می گویند کفایت ندارد و امضا جمع می کند یک عده می گویند دولتش رمال است عده ای هم دلسوزانه می گویند همه ی احمدی نژاد را باید دید و تمام خدماتش را نباید نادیده گرفت...
نکته ای که قابل توجه است اینکه به نظر بنده:
جریان انحرافی و دار و
دسته ی مشایی دارند کار می کنند و باید حواسمان بهشان باشد ضد انقلاب هم
دارد کار می کند و از این آب گل آلود می خواهد ماهی بگیرد اونوقت اگر
در این اوضاع بچه بسیجی ها و دلسوزان انقلاب هم بیایند مثل بقیه موضع
بگیرند و همه چیز را تفکیک نکنند چه فرقی با ضد انقلاب می کنند؟
پس اگر انتقادی به احمدی نژاد می شود نباید به کام ضد انقلاب برود و پازلشان را تکمیل کند اگر هم نمی شود هیچ جوره پازل ضد انقلاب را تکمیل نکرد! باید سکوت کرد و خار در چشم و استخوان در گلو چشمانمان به امر رهبر باشد.«اگر حرف حقی هم می خواهید بزنید و پازل دشمن را تکمیل می کند نباید گفته شود»
نکته ی آخر اینکه
این عدالت نیست که همه ی خدمات احمدی نژاد نادیده گرفته بشود، با بنی صدر مقایسه شود و همه تنهایش بگذارند تا در آغوش گرگ ها بیفتد. این روز ها رعایت تقوا در جامعه بسیار ظرافت و هنر می خواد خدا به دادمان برسد
از طرف دیگر هم همراه با رهبرمان برای جلوگیری از انحراف در جمهوری اسلامی هوشیاریم.
باز دلم آمده در پیچ و تاب
انقلب ینقلب انقلاب
همچو گیاه لب آب روان
اضطرب یضطرب اضطراب
آتش عشق است که در اصل و فرع
التهب یلتهب التهاب
نور خداییست که در شرق و غرب
انشعب ینشعب انشعاب
آب حیاتست که در جزء و کل
انسحب ینسحب انسحاب
شک که دل موهبت عشق را
اتهب یتهب اتهاب
از سر شوق است که اشک بصر
انحلب ینحلب انحلاب
صنع نگارم بنگر بى حجاب
احتجب یحتجب احتجاب
سر قدر از دل بى قدر دون
اغترب یغترب اغتراب
آمُلیا موعد پیک اجل
اقترب یقترب اقتراب

جوان
خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت :
ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد
مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... ( *)می خوری تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ...
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد
خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم
مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...
من به شما عرض کنم، امروز دستگاههاى تبلیغاتى فوق مدرن غربى - بخصوص امریکایى و صهیونیستى - براى ذهنها و فعالیتها و احساسات و ارادهى شما طرح عملیاتى تهیه مىکنند. خیال نکنید آنها غافل نشستهاند و این سى میلیون جوان را در کشور ما نمىبینند. آنها این سى میلیون جوان را مىبینند؛ آنها براى کار و هدف خودشان مشغول برنامهریزى هستند؛ آنها براى اخلاق و فکر و عقیده و ایمان جوان ما برنامهریزى مىکنند.
امام خامنه ای
به نام خــــــــــدا
به برادران دانشجوی دانشگاه که چند صباحی در خدمتشان بودیم،
عرض میکنم این صندلیها که پشتش نشستهاند،
صندلیهایی است که با خون شهدا به دست آمده،
با خون شهدای این انقلاب به دست آمده،
صندلیهایی است که اگر ملت ما نمیایستاد
و جوانها جان خود را در راه این انقلاب نمیدادند،
هیچ وقت موفق نمیشدیم پشت آن بنشینیم
و به این آسودگی درس بخوانیم
و هدف همه برادران اسلام است.
بنابراین هدفشان را گم نکنند
برای رسیدن به اسلام فکر نکنند که چسبیدن به میز و صندلی حتماً ضروری است.
این یک وسیله است.
اگر در راه، رضای خدا را در این دیدند که درس بخوانند، درس بخوانند
ولی اگر لحظهای میبینند که خدا میخواهد در این راه حتی جان خودشان را ایثار کنند، به خود لحظهای تردید راه ندهند.
شهید علی شریعتمداری
دانشجوی دانشگاه امام صادق علیهالسلام
در رشته معارف اسلامی و تبلیغ
تاریخ شهادت: ۱۸/۱/۱۳۶۶
شلمچه
«مَن کانَ علی بَیّنَة مِن رَبّه هانَت عَلَیهِ مَصائِبُ الدُّنیا وَ لَو قَرَضَ وَ نَشَر (امام هادی علیه السلام، تحف العقول ، ص ۵۱۱) – هر که بر طریق خداپرستی محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید، گر چه تکه تکه شود.»
۱- از چندی پیش در شبکه های اجتماعی و برخی وبلاگ ها شاهد نوشته های تمسخر آمیز و لطیفه هایی با موضوعیت ائمه اطهار بودیم و اینقدر چیزی نگفتیم تا به تازگی جماعتی از ایشان، پرده دری و بی اخلاقی را به نهایت رسانده و به صورت همه جانبه اقدام به توهین به دهمین امام بزرگوار شیعیان حضرت امام علی النقی علیه السلام نموده اند. در این راستا چندین گروه در فیس بوک تاسیس و مشغول فعالیت هستند که خواندن یک نوشته در آنها یا مشاهده تصاویر بی شرمانه و گستاخانه به اشتراک گذاشته شده، کافی است تا دل هر مسلمان غیرت مندی را به درد آورد. آری جماعتی که خود را روشنفکر و متمدن می دانند، در فضای وب خوب خود را نشان داده اند و کمترین اصول اخلاقی را رعایت ننموده و خواهان شکستن حریم ها و خط قرمزها یکی پس از دیگری هستند.
۲- مسخره کردن نام امام جواد(ع)، تمسخر لغت غضنفر (یکی از القاب امیرالمومنین) و .. پیش از این متاسفانه وجود داشته است. سابقه این توهین ها و بی اخلاقی ها از سوی برخی کاربران معروف در شبکه های اجتماعی نیز قبلا وجود داشته و معلوم نیست اینگونه اقدامات تا کی ادامه خواهد داشت و مسلمانان قرار است تا کی این بی شرمی ها و حرمت شکنی ها را تحمل نماید و اقدام مناسبی انجام ندهد. سیره و روش امام خمینی در رابطه با شخصی مثل سلمان رشدی و حکم ایشان ما را بر آن می دارد که در مقابل این جریان از حداکثر توان خود استفاده کنیم و با توجیهاتی نظیر اینکه فضای وب قابل پیگیری نیست و کاربران آن هویت واقعی ندارند، بر کم کاری خود سرپوش نگذاریم. حداقل کاری که از دست ما برمی آید نشان دادن اعتراض و مخالفت مان با این پدیده شوم است. باید چشم باز کرد و دید که این افراد در مقابل از هیچ تلاشی برای توهین به مقدسات ما فروگذار نکرده اند.
۳- ما شرم داریم از اینکه مطالب منتشر شده توسط این افراد را بیان کنیم تا همگان در جریان این وقاحت ها قرار گیرند. اما شاید همین سکوت کردن های ما جرأت و جسارت را در طرف مقابل افزایش داده است. لذا پیشاپیش عذرخواهی می کنیم. به عنوان مثال تصویر نوشته ی یکی از این افراد را در اینجا ببینید. قضاوت با شما.
۴- تنها یکی از گروه های ایجاد شده در سایت فیس بوک در این باره هم کنون حدود ۷۵۰ عضو دارد که در آن فعالیت می کنند و مطالب تمسخر آمیز منتشر می نمایند. از دستگاه اطلاعاتی و قضایی کشور می پرسیم آیا همه ی این ۷۵۰ نفر پروفایل های ناشناخته و غیر واقعی دارند؟! چیزی که ما در سایت فیس بوک می بینیم، افرادی با نام واقعی هستند که شهر محل زندگی، دانشگاه و بسیاری اطلاعات و عکس های واقعی از خود منتشر کرده اند و بسیاری از ایشان در داخل کشور هستند و قابل پیگیری.
آخر- ما به عنوان اعضای کوچکی از فضای وبلاگ فارسی چند پیشنهاد داریم:
الف- از همه وبلاگ نویسان مسلمان، متعهد و دلسوز دعوت می کنیم از این حرکت حمایت نموده و در مخالفت با این اقدام زشت مطلب بنویسند یا متن همین نوشته را بازنشر دهند. همچنین در شبکه های اجتماعی در مقابل این اقدامات ساکت ننشینند و در صدد پاسخ دادن برآیند تا عرصه برای یکه تازی اینان مهیا نشود.
ب- (حدودا سه هفته دیگر) سوم رجب برابر با ۱۶ خرداد امسال، روز شهادت مولای ما حضرت امام هادی (ع) است که درود خدا بر او باد. پیشنهاد می شود تا آن روز درباره زندگی، سیره، کلمات و احادیث آن حضرت در فضای وبلاگ فارسی به صورت جدی بیش از پیش مطلب نوشته شود و از این تهدید به عنوان فرصتی برای شناساندن ابعاد شخصیت والای آن بزرگوار استفاده گردد. همچنین دوستان از مطالب یکدیگر که در این باره نوشته شده به هر نحو ممکن حمایت نمایند.
ج- از پلیس، دستگاه اطلاعاتی و قضایی و هر ارگان و نهاد مربوطه در کشور می خواهیم با مسببان این پدیده شوم و منتشر کنندگان آن در سایت ها، وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی برخورد جدی نموده و به مسدود کردن وبلاگ ها و یا فیلتر نمودن آنها بسنده نکنند. بدیهی است اقدامات موثر در این زمینه می تواند از هرگونه فعالیت های مشابه بعدی پیشگیری نماید.
این مطلب را جناب آقای محمد رضا مؤذن زاده در وبلاگ از جنس خدا نوشته اند.
http://azjensekhoda.com/?p=790&cpage=1#comment-5185

همه با هم برای حمایت غیرتمندانه از مردم مظلوم بحرین... .
قرارمان هم اتفاقا ایندفعه باید در درب شرقی باشد چون استقلالی ها از درب غربی می آیند که می شود جایگاههای 8 و 9 و بقیه! ما در جایگاه 23 می نشینیم به جای همه پرسپولیسی هایی که در آن بازی همراهی مان نمی کردند هم شعار می دهیم... . ثابت می کنیم در مرام ما فقط برد و باخت نیستیم خیلی وقت ها قبل از اینکه فوتبال به عنوان یک جادو همه را سحر کند در میان مردم ما جوانمردی و غیرت رسم بود و هنوز هم هست. در کشور ما بیشتر از علی دایی و فردوسی پور و علی کریمی ، تهمینه میلانی و ... پوریای ولی محبوب است و مورد پسند توده ی مردم، این را خود مردم می گویند حتی طرفداران خود این اشخاص، پوریای ولی یک چیز دیگر است در مقایسه با فوتبالیست ها و سینما گرانی که پول مردم را چپاول کرده اند و پشت به آرمان ها و اعتقداتشان در سبک زندگی خفت بار آمریکایی غوطه ور شده اند، با پوریای ولی که پیروزی را به اشک مادر حریفش! با مسلک پهلوانی علی(ع) کنار می گذارد.... اصلا قابل مقایسه نیست، در مرام ما در سبک زندگی شیعی ما کمک به همسایه واجب است، شنیدن صدای مظلوم و کمک نکردن افت دارد،کلاسمان وقتی پایین می آید که شب با خیالی فارق از همه ی ظلم های جهان آسوده بخوابیم، وقتی که در کشور همسایه ناموس شیعه برای سگ های وهابی حلال می شود قلبمان ریش ریش می شود و به اصطلاح غاطی می کنیم ،اگر یک نان هم داشته باشیم با هم می خوریم و غم و شادیهایمان را با هم یکی می کنیم،به ما بر می خورد اگر در بحرین این همه جنایت در سانسور خبری صورت می گیرد و آن وقت وزارت خارجه ی ما معلوم نیست چه کاری می کند، این جا را همه با هم کفری می شویم، در مرام از اول این بوده است که نگاهمان به امر ولی باشد به اصطلاح قانون از امر ایشان اصلت پیدا می کند برای همین هم ما هر جوری که می توانیم به مردم بحرین کمک می کنیم، شکستن این حصار ناجوانمردانه ی رسانه ای اگر با شرکت در استادیوم شکسته می شود برای اولین بار به استادیوم می رویم... پوریای ولی مرید علی است و بیش از همه ی این ها ما پیرو علی(ع) و آل علی و مریدان خاندانش هستیم.
قرار ما چهار شنبه در دیدار تیم های استقلال و النصر عربستان درب شرقی ورزشگاه
این شعر را یکی از برادران عزیزم جناب آقای قدوسی برای مردم بحرین سروده اند که بسیار زیباست:
صد دانه یاقوت، دسته به دسته
هر دانه بر خاک وز خاک رسته
هر دانه ای هست چون گوهر بحر
یا همچو خورشید در دامن شهر
یا قوت ها را دستی شب آلود
غلطاند در خون، چون ریگ در رود
عبد الهبل از شبه جزیره
هم آل هذیان، چون بو هریره
بستند پیمان با آل صهیون
کز خون نیکان سازند جیحون
چون حقد دیرین درها شکستند
با سنگ کینه سرها شکستند
با نار نمرود جان ها بسوزند
با تیغ فرعون لب ها بدوزند
چون گرگ وحشی، بر میش تازند
چون کرکسی پیر، چنگال یازند
عشاق شیطان روی زمین اند
استاد تلبیس، خوکان چنین اند!
مصداق اَنعام، «بل هم أضل» ها
سرگرم خمر و لات و هبل ها
سنت: یهودا، اسلام: تلمود
قبله: تل آویو، دین شان جز این بود!؟
***
ای مست دیوان! اشکم پرستان!
ابلیس واران! چون خوک پستان!
هشیار باشید، ای شبه مردان!
چشمان گشایید، ای شب نوردان!
خون ها بریزید... بر ما بتازید
جان ها بگیرید... غم ها بسازید
خون ها بریزید پوران قابیل
اما به زودی، بارد ابابیل
روباه رویان! بر ما بتازید
روزی رسد رنگ، از ترس بازید...
ارض خدا را، ما وارثانیم
عباس دستیم، زینب زبانیم
ما حارسان کرب و بلاییم
مردان حیدر، خیبر گشاییم
ما رنگ سرخ خون حسینیم
ما امتداد بدر و حنینیم
از کشتن ما گردید مأیوس
صف در صف ماست، «بنیان مرصوص»
شوریم بر شب، تازیم بر ظلم
چون صبح صادق آید به سر ظلم
***
صد دانه یاقوت، صد دانه لؤلؤ
دیدارمان در: «میدان لؤلؤ»
لازم نیست کسی برود در بحرین و عربستان عملیات شهادت طلبانه انجام بدهد هر کس به اندازه ی بضاعت خود ، به اندازه یک نفر برای قیام در راه خدا به پاخیزد و مطمئنا قیاس بضاعت مؤمن با سیب زمینی درست نیست.
.....................................
این فکری که احتمالا در بعضی از مسئولین حکومتی هست که حمایت از مردم بحرین در ورزشگاه برای ایران هزینه درست می کند! و باعث تحمیل فشار بین المللی است را اصلا نمی توانم تحمل کنم!مگر انقلاب ما نوید بخش آزاد ی و رهایی برای همه ی محرومان عالم نبوده و نیست که امروز به دست امثال دایی و فردوسی پور و لیدر های کاشانی، صدای ظلم ستیزی ما در ذیل ملاحظات فوتبالی خفه می شود! برخی از آقایان فوتبال را بر عزت و غیرت ما سوار کرده اند... .
......................................
ما با آل شیطان هم پیمان و دوست نمی شویم ... ما بی خیال سیلی مادر نمی شویم
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب



